

آنچه در این مقاله می خوانید:
اوتیسم یا Autism Spectrum Disorder مجموعهای از تفاوتهای رشدی است که بیشتر در دو حوزه اصلی دیده میشود: نخست ارتباط و تعامل اجتماعی و دوم وجود الگوهای محدود یا تکراری در رفتار، علایق یا فعالیتها.
مفهوم طیف به این معنی نیست که همه افراد را میتوان روی یک خط ساده از «خفیف تا شدید» قرار داد. ممکن است فردی گفتار روان داشته باشد اما در درک قواعد اجتماعی به حمایت زیادی نیاز داشته باشد؛ در مقابل، فرد دیگری ممکن است در ارتباط کلامی محدودیت بیشتری داشته باشد اما در بعضی مهارتهای روزمره مستقلتر باشد.
علائم ASD باید در زمینه سن و مرحله رشد فرد بررسی شوند. بعضی نشانهها از دوران نوپایی آشکارند و برخی دیگر زمانی مشخص میشوند که انتظارهای اجتماعی و تحصیلی افزایش پیدا میکند.
| دوره سنی | نشانههایی که ممکن است دیده شوند | نکته مهم |
|---|---|---|
| نوپایی | پاسخ محدود به نام، استفاده کمتر از اشاره، تفاوت در بازی اجتماعی یا تاخیر در ارتباط | یک علامت منفرد برای تشخیص کافی نیست. |
| پیش دبستان و مدرسه | مشکل در بازی گروهی، انعطافپذیری، دوستیابی یا تحمل تغییر برنامه | عملکرد کودک در خانه و مدرسه باید کنار هم بررسی شود. |
| نوجوانی | دشواری در روابط پیچیدهتر، اضطراب اجتماعی، فشار ناشی از تغییرات و حساسیتهای حسی | مشکلات خلقی و اضطرابی همراه نیز باید بررسی شوند. |
| بزرگسالی | دشواری در روابط اجتماعی یا شغلی، نیاز زیاد به ساختار، خستگی از تعاملات و علایق متمرکز | برخی افراد تا بزرگسالی تشخیص رسمی دریافت نمیکنند. |
برای ASD یک علت واحد شناخته نشده است. شواهد علمی نشان میدهند که عوامل ژنتیکی نقش مهمی دارند و مجموعهای از عوامل رشدی و محیطی نیز ممکن است با افزایش احتمال بروز اوتیسم مرتبط باشند.
اوتیسم میتواند با تغییرات ژنتیکی مختلف ارتباط داشته باشد و احتمال بروز آن در بعضی خانوادهها بیشتر است. با این حال، داشتن یک عامل ژنتیکی به معنی ابتلای قطعی فرد نیست.
در پژوهشها عواملی مانند برخی شرایط دوران بارداری، تولد بسیار زودرس، وزن بسیار پایین هنگام تولد و بعضی شرایط ژنتیکی با افزایش احتمال ASD ارتباط داشتهاند. این عوامل «علت قطعی» محسوب نمیشوند و ممکن است فقط احتمال را تغییر دهند.
همچنین اوتیسم نتیجه تربیت نادرست، کمبود محبت والدین یا رفتار کودک نیست.
در منابع قدیمیتر ممکن است با اصطلاحاتی مانند سندرم آسپرگر، PDD-NOS یا اختلال فروپاشی کودکی روبهرو شوید. در طبقهبندیهای جدیدتر، بسیاری از این تشخیصهای قدیمی زیر عنوان کلی «اختلال طیف اوتیسم» قرار گرفتهاند.
در DSM-5 به جای تقسیمبندی اوتیسم به چند بیماری مستقل، میزان نیاز فرد به حمایت در حوزههای مختلف بررسی میشود.
سطح 1
فرد برای بعضی چالشهای ارتباط اجتماعی، انعطافپذیری یا سازماندهی به حمایت نیاز دارد.
سطح 2
نیاز به حمایت قابل توجهتر است و تفاوتهای ارتباطی یا رفتاری تاثیر بیشتری بر عملکرد روزانه دارند.
سطح 3
فرد برای ارتباط، عملکرد روزانه و مدیریت رفتارهای محدود یا تکراری به حمایت بسیار قابل توجه نیاز دارد.
این سطوح نباید به عنوان برچسب دائمی «خفیف، متوسط یا شدید» تفسیر شوند؛ نیاز فرد به حمایت ممکن است در حوزههای مختلف و در مراحل مختلف زندگی متفاوت باشد.

هیچ آزمایش خون، تصویر مغزی یا پرسشنامه واحدی وجود ندارد که به تنهایی اوتیسم را تشخیص دهد. تشخیص بر اساس تاریخچه رشد، رفتار، ارتباط، تعامل اجتماعی و ارزیابی تخصصی انجام میشود.
اطلاعات مربوط به دوران رشد، زبان، بازی، روابط اجتماعی، رفتارهای تکراری، حساسیتهای حسی و عملکرد در محیطهای مختلف بررسی میشود.
متخصص ممکن است شیوه ارتباط، بازی، پاسخ به تعامل، انعطافپذیری رفتاری و واکنشهای فرد را مشاهده کند.
بسته به شرایط، ابزارهایی مانند ADOS-2، ADI-R یا CARS-2 میتوانند بخشی از فرایند ارزیابی باشند؛ اما نتیجه این ابزارها نیز باید در کنار قضاوت بالینی و سایر اطلاعات تفسیر شود.
اگر والدین با تغییرات رشدی، توقف کسب مهارت یا مشکلات قابل توجه ارتباطی روبهرو هستند، مطلب چه زمانی باید کودک را نزد روانپزشک کودک ببریم؟ میتواند برای تصمیمگیری درباره زمان ارزیابی مفید باشد.
تشخیص ASD پایان ارزیابی نیست. بسیاری از افراد ممکن است همزمان با مشکلات دیگری روبهرو باشند که برای کیفیت زندگی، یادگیری و رفتار اهمیت زیادی دارند.
در کودکانی که مشکل اصلی آنها بیشتر به روانی گفتار مربوط است، لازم است لکنت از مشکلات ارتباطی مرتبط با ASD تفکیک شود. برای آشنایی بیشتر میتوانید مطلب اختلال لکنت زبان در کودکان را مطالعه کنید.
ADHD و ASD هر دو در گروه اختلالات عصبی رشدی قرار میگیرند و حتی ممکن است همزمان در یک فرد وجود داشته باشند. با این حال، هسته اصلی آنها یکسان نیست.
در ADHD، مشکلات توجه، تنظیم فعالیت و کنترل تکانهها برجستهتر هستند. در اوتیسم، تفاوتهای پایدار در ارتباط اجتماعی همراه با رفتارها یا علایق محدود و تکراری محور اصلی تشخیص محسوب میشوند.
بی توجهی یک کودک مبتلا به ASD ممکن است ناشی از حساسیت حسی، دشواری در درک موقعیت اجتماعی یا تمرکز شدید بر موضوع مورد علاقه باشد؛ بنابراین مشاهده «عدم تمرکز» به تنهایی برای تشخیص ADHD کافی نیست.
اگر بیش فعالی و کم توجهی نیز بخش مهمی از مشکل کودک است، توضیحات اختصاصی نوروفیدبک برای بیش فعالی کودکان را میتوانید جداگانه بررسی کنید.

بعضی افراد در دوران کودکی تشخیص ASD دریافت نکردهاند و در بزرگسالی به دلیل مشکلات اجتماعی، خستگی زیاد پس از تعامل، حساسیتهای حسی، دشواری در تغییر برنامه یا احساس متفاوت بودن به دنبال ارزیابی میروند.
در بزرگسالان ممکن است راهبردهایی برای پنهان کردن یا جبران بعضی تفاوتهای اجتماعی ایجاد شده باشد. به همین دلیل ارزیابی فقط نباید بر رفتار فرد در یک جلسه کوتاه متکی باشد و تاریخچه رشد اهمیت زیادی دارد.
اضطراب و افسردگی نیز میتوانند همراه ASD دیده شوند. درباره نشانههای خلقی در سنین پایینتر، مقاله افسردگی در کودکان اطلاعات تکمیلی ارائه میدهد.
بهتر است به جای جستجوی یک «درمان قطعی اوتیسم»، بر نیازهای واقعی هر فرد تمرکز شود. هدف مداخلات میتواند بهبود ارتباط، افزایش استقلال، تقویت مهارتهای روزمره، مدیریت مشکلات همراه و کاهش موانعی باشد که کیفیت زندگی فرد و خانواده را تحت تاثیر قرار میدهند.
هیچ برنامه واحدی برای همه افراد ASD مناسب نیست. سن، سطح رشد، زبان، توانایی شناختی، حساسیتهای حسی، مشکلات همراه، نیازهای خانواده و محیط مدرسه یا کار باید در برنامهریزی مورد توجه قرار گیرند.
برای بررسی کامل روشهای توانبخشی، مداخلات رفتاری و اجتماعی، دارودرمانی مشکلات همراه و روشهای غیردارویی، صفحه اختصاصی درمان اوتیسم در کودکان را مطالعه کنید.
برنامههای متناسب با سطح رشد میتوانند بر توجه مشترک، تعامل دوطرفه، بازی، ارتباط و درک بهتر نشانههای اجتماعی تمرکز کنند. حضور و آموزش والدین در بسیاری از این برنامهها اهمیت دارد.
هدف فقط افزایش تعداد کلمات نیست. گاهی لازم است روی ارتباط کاربردی، درک زبان، بیان نیازها و در صورت لزوم ابزارهای ارتباط جایگزین یا مکمل کار شود.
بسته به نیاز فرد، کاردرمانی میتواند روی استقلال، مهارتهای حرکتی، فعالیتهای روزمره یا سازگاری با تفاوتهای حسی تمرکز کند.
دارو ممکن است در بعضی افراد برای مشکلات همراه مانند تحریکپذیری شدید، ADHD، اضطراب یا اختلالات دیگر بررسی شود؛ اما دارو برای «از بین بردن اوتیسم» استفاده نمیشود.
روشهایی مانند نوروفیدبک در پژوهشهای مختلف برای بعضی پیامدهای مرتبط با ASD بررسی شدهاند؛ اما میزان شواهد برای همه کاربردها یکسان نیست و این روشها نباید جایگزین مداخلات استاندارد ارتباطی، آموزشی و توانبخشی شوند.
به ویژه باید بین «روش مورد مطالعه» و «درمان اثبات شده برای ویژگیهای اصلی اوتیسم» تفاوت قائل شد. تصمیم درباره استفاده از روشهای مکمل باید بر اساس هدف مشخص و ارزیابی فردی انجام شود.
جزئیات مربوط به این روش در مقاله مستقل نوروفیدبک برای اوتیسم بررسی شده است.
تحریک مغناطیسی مکرر مغز یا rTMS نیز در مطالعات مختلف برای برخی علائم ASD بررسی شده است. نتایج بعضی پژوهشها امیدوارکنندهاند، اما پروتکلها، نواحی هدف و کیفیت مطالعات متفاوت هستند و نمیتوان rTMS را به عنوان درمان عمومی یا قطعی اوتیسم معرفی کرد.
به همین دلیل این موضوع باید جدا از Pillar عمومی اوتیسم بررسی شود. در صفحه rTMS برای اوتیسم تمرکز بر شواهد، محدودیتها و ایمنی این روش است.

اختلال خواب، یبوست، درد، مشکلات تغذیه یا سایر مشکلات جسمی میتوانند رفتار و تحمل کودک را تحت تاثیر قرار دهند. افزایش ناگهانی بی قراری یا رفتارهای چالش برانگیز همیشه نباید مستقیما به اوتیسم نسبت داده شود.
حتی مشکلاتی مانند شب ادراری نیز باید به صورت مستقل بررسی شوند و صرف وجود ASD علت همه علائم کودک نیست. در صورت نیاز میتوانید راهنمای
شب ادراری در کودکان را مطالعه کنید.
اگر کودک مهارتی را که قبلا داشته از دست داده است، تاخیر قابل توجه ارتباطی دارد، رفتار او به خود یا دیگران آسیب میزند، خواب یا تغذیه به شدت مختل شده یا عملکرد خانواده و مدرسه تحت تاثیر جدی قرار گرفته است، ارزیابی تخصصی را به تعویق نیندازید.
همچنین تغییر ناگهانی رفتار در فرد مبتلا به ASD میتواند نشانه درد، بیماری جسمی، اضطراب، افسردگی یا یک مشکل همراه دیگر باشد و نباید خودکار به «اوتیسم» نسبت داده شود.
اگر درباره علائم رشدی، ارتباط اجتماعی، رفتار یا مشکلات همراه فرزندتان نگرانی دارید، ارزیابی تخصصی میتواند به تفکیک اوتیسم از سایر شرایط و انتخاب مسیر مناسب کمک کند.
اختلال طیف اوتیسم یک وضعیت عصبی رشدی با الگوی یکسان در همه افراد نیست. بعضی کودکان بیشتر در ارتباط اجتماعی و زبان با چالش روبه رو هستند، در حالی که در برخی دیگر رفتارهای تکراری، حساسیت های حسی، دشواری در سازگاری با تغییر یا مشکلات همراه مانند اضطراب و کم توجهی برجسته تر است. به همین دلیل، مشاهده یک یا چند علامت به تنهایی برای تشخیص اوتیسم کافی نیست.
مهم ترین اقدام پس از مشاهده نشانه های مشکوک، انجام ارزیابی تخصصی و مشخص کردن نیازهای واقعی کودک است. پس از تشخیص نیز بهتر است به جای جستجوی یک «درمان قطعی»، برای مهارت هایی مانند ارتباط، استقلال، یادگیری و مدیریت مشکلات همراه اهداف مشخص و قابل اندازه گیری تعیین شود. انتخاب هر مداخله باید بر اساس شرایط فردی کودک، شواهد علمی و میزان پیشرفت او در زندگی روزمره انجام شود.
همچنین روش هایی مانند نوروفیدبک یا rTMS نباید جایگزین خودکار مداخلات ارتباطی، آموزشی و توانبخشی شوند. این روش ها در شرایط مشخص قابل بررسی هستند و لازم است جایگاه آنها در برنامه درمانی هر فرد به صورت جداگانه ارزیابی شود.
اگر درباره رشد، رفتار، مهارت های ارتباطی یا تعامل اجتماعی فرزندتان نگرانی دارید، مراجعه به متخصص روانپزشک کودک می تواند به تفکیک اوتیسم از اختلالات مشابه، بررسی مشکلات همراه و انتخاب مسیر مناسب ارزیابی و حمایت کمک کند.
منابع علمی برای مطالعه بیشتر