

آنچه در این مقاله می خوانید:
در rTMS یک کویل در نزدیکی سر قرار می گیرد و پالس های مغناطیسی کنترل شده تولید می کند. این میدان مغناطیسی می تواند فعالیت نورون های ناحیه هدف را تحت تاثیر قرار دهد.
اثر نهایی به عواملی مانند محل تحریک، فرکانس پالس ها، شدت، تعداد پالس ها و ویژگی های فرد بستگی دارد.
بر خلاف توضیح ساده ای که گاهی در فضای اینترنت دیده می شود، rTMS فقط با «افزایش سروتونین و دوپامین» توضیح داده نمی شود و نمی توان گفت همه افراد مبتلا به اوتیسم کمبود مشخصی از این انتقال دهنده های عصبی دارند.
پژوهش های ASD بیشتر به موضوعاتی مانند تحریک پذیری قشر مغز، ارتباط شبکه های عصبی، انعطاف پذیری عصبی و نحوه پردازش اطلاعات توجه دارند. هنوز مشخص نیست کدام مکانیسم بیشترین نقش را در تغییرات احتمالی بالینی دارد.

ASD با تفاوت هایی در شبکه های عصبی و پردازش اطلاعات همراه است. همین موضوع باعث شده پژوهشگران بررسی کنند که آیا تعدیل فعالیت برخی نواحی مغز می تواند روی بعضی نشانه های رفتاری یا شناختی اثر داشته باشد یا خیر.
بیشتر مطالعات به جای ادعای «رفع اوتیسم»، پیامدهای مشخصی را بررسی کرده اند؛ برای مثال رفتارهای تکراری، پاسخ اجتماعی، عملکرد اجرایی، توجه یا برخی رفتارهای چالش برانگیز.
این تفاوت مهم است؛ زیرا کاهش امتیاز یک مقیاس پژوهشی یا بهبود یک عملکرد شناختی به معنی از بین رفتن ASD نیست. اوتیسم یک وضعیت عصبی رشدی گسترده است و نیازهای فرد ممکن است در حوزه های ارتباط، آموزش، رفتار، استقلال و سلامت روان متفاوت باشند.
در سال های اخیر تعداد مطالعات افزایش پیدا کرده است، اما کیفیت همه پژوهش ها یکسان نیست. یک مرور سیستماتیک منتشر شده در سال 2024، هفده مطالعه جدید درباره TMS و ASD را بررسی کرد.
هفت مورد از این مطالعات کارآزمایی تصادفی شده بودند و تنها دو مطالعه طراحی دوسوکور داشتند. نویسندگان گزارش کردند که بسیاری از پژوهش ها به دلیل محدودیت در کورسازی و طراحی، ریسک سوگیری متوسط تا بالا داشته اند.
در سال 2025 نیز یک مرور سیستماتیک و متاآنالیز از مطالعات تصادفی شده منتشر شد که در مجموع 18 RCT و 813 شرکت کننده را شامل می شد. نتایج برای rTMS، بهبودهایی را در برخی شاخص های ارتباط اجتماعی، رفتارهای تکراری و رفتارهای غیرعادی نشان داد.
با این حال نویسندگان همان پژوهش تاکید کردند که تفاوت در فرکانس، شدت، مدت و سایر پارامترهای تحریک، همراه با محدود بودن مطالعات با کیفیت بالا، اجازه نمی دهد هنوز یک پروتکل استاندارد و نتیجه تضمین شده برای همه افراد تعریف شود.
نتیجه عملی برای خانواده چیست؟
وجود نتایج مثبت در یک متاآنالیز به معنی مناسب بودن rTMS برای همه کودکان مبتلا به ASD نیست. باید مشخص شود نتیجه مورد انتظار چیست، شواهد مربوط به همان هدف چه کیفیتی دارند و موفقیت چگونه اندازه گیری خواهد شد.
| حوزه مورد بررسی | نمونه پیامد پژوهشی | نکته تفسیری |
|---|---|---|
| رفتارهای تکراری | تغییر در شدت یا دفعات بعضی رفتارهای تکراری | نتیجه مطالعات یکسان نیست و پروتکل ها متفاوت اند. |
| ارتباط اجتماعی | تغییر امتیاز برخی مقیاس های پاسخ اجتماعی | تغییر مقیاس پژوهشی باید با عملکرد واقعی فرد مقایسه شود. |
| عملکرد اجرایی | کنترل پاسخ، انعطاف شناختی و بعضی عملکردهای اجرایی | شواهد هنوز برای نتیجه گیری قطعی کافی نیست. |
| رفتارهای همراه | تحریک پذیری یا برخی رفتارهای چالش برانگیز | ابتدا علل جسمی، روانپزشکی و محیطی نیز باید بررسی شوند. |
به همین دلیل استفاده از عباراتی مانند «rTMS باعث بهبود گفتار، تمرکز و روابط اجتماعی همه کودکان اوتیسم می شود» دقیق نیست. نتیجه به ویژگی های فرد، پروتکل و پیامدی که بررسی می شود وابسته است.
خیر. بر اساس وضعیت فعلی شواهد، rTMS نباید به عنوان درمان قطعی ویژگی های اصلی ASD یا جایگزین مداخلات استاندارد معرفی شود.
برنامه حمایتی افراد مبتلا به اوتیسم می تواند بر ارتباط اجتماعی، گفتار و زبان، آموزش، مهارت های روزمره، مدیریت شرایط همراه و حمایت خانواده متمرکز باشد. انتخاب مداخله نیز باید براساس نیاز واقعی فرد انجام شود.
برای بررسی جامع این مداخلات، صفحه روش های درمان و حمایت از کودک مبتلا به اوتیسم را مطالعه کنید. این صفحه عمدا وارد جزئیات آن روش ها نمی شود تا نقش آن فقط بررسی rTMS باقی بماند.
هدف چیست؟
دقیقا کدام علامت یا عملکرد قرار است پیگیری شود؟
شواهد چقدر قوی است؟
آیا برای همان علامت و گروه سنی مطالعه مناسبی وجود دارد؟
نتیجه چگونه سنجیده می شود؟
قبل و بعد از جلسات چه شاخصی مقایسه خواهد شد؟
نقطه بازبینی چه زمانی است؟
در چه مرحله ای درباره ادامه یا توقف برنامه تصمیم گرفته می شود؟
یکی از مهم ترین محدودیت های پژوهش های موجود این است که پروتکل ها بسیار متفاوت هستند. برخلاف بعضی کاربردهای شناخته شده تر rTMS، نمی توان برای ASD یک نسخه ثابت مانند «20 جلسه» یا «30 جلسه» را برای همه افراد توصیه کرد.
مطالعات از روش های مختلفی مانند تحریک کم فرکانس، پرفرکانس و Theta Burst استفاده کرده اند. همچنین ناحیه هدف از مطالعه ای به مطالعه دیگر متفاوت بوده است.
قشر پیش پیشانی پشتی جانبی یا DLPFC یکی از اهداف پرکاربرد در پژوهش ها بوده، اما نواحی دیگری مانند بخش هایی از لوب آهیانه ای و نواحی مرتبط با پردازش اجتماعی نیز بررسی شده اند. در برخی مطالعات برای تعیین دقیق محل تحریک از Neuronavigation استفاده شده است.
بنابراین عددی مثل «20 تا 30 جلسه طی 4 تا 6 هفته» را نباید به عنوان استاندارد قطعی درمان اوتیسم در نظر گرفت.

پیش از تصمیم درباره تحریک مغناطیسی مغز، فقط تشخیص ASD کافی نیست. باید مشخص شود چه علائمی بیشترین تاثیر را بر عملکرد فرد دارند و آیا علت دیگری برای آنها وجود دارد.
ADHD، اضطراب، اختلال خواب، صرع، مشکلات خلقی، درد و سایر شرایط می توانند رفتار یا عملکرد فرد را تحت تاثیر قرار دهند. گاهی درمان یک مشکل همراه از شروع یک روش نورومدولیشن اهمیت بیشتری دارد.
داروهای مصرفی، سابقه تشنج، بیماری های عصبی، جراحی ها و وجود وسایل یا فلزات کاشته شده باید پیش از انجام TMS بررسی شوند.
هدفی مثل «بهبود اوتیسم» بیش از حد کلی است. بهتر است یک شاخص قابل پیگیری مانند رفتار تکراری مشخص، تحریک پذیری یا عملکرد اجرایی تعریف شود.
در کودکان، چنین تصمیمی بهتر است پس از ارزیابی جامع انجام شود. مراجعه به متخصص روانپزشک کودک می تواند به بررسی تشخیص، مشکلات همراه و اولویت های مداخله کمک کند.
در محتوای قبلی این صفحه EEG به عنوان بخشی تقریبا ثابت از فرایند معرفی شده بود؛ در حالی که نیاز به EEG برای همه افراد و همه پروتکل های rTMS یکسان نیست.
EEG ممکن است در شرایط خاص برای بررسی فعالیت الکتریکی مغز یا به دلایل بالینی مورد استفاده قرار گیرد، اما تشخیص اوتیسم بر اساس EEG انجام نمی شود.
همچنین محل تحریک در TMS می تواند با روش های مختلفی مانند معیارهای آناتومیک یا سیستم های ناوبری عصبی مشخص شود.
بنابراین انجام هر تست باید دلیل مشخصی داشته باشد: متخصص باید بتواند توضیح دهد نتیجه تست چگونه قرار است تصمیم درمانی را تغییر دهد.

TMS یک روش غیرتهاجمی است و در بسیاری از مطالعات قابل تحمل گزارش شده است، اما عبارت «کاملا بدون عارضه» درست نیست.
عوارض احتمالی می توانند شامل موارد زیر باشند:
حساسیت صوتی و حسی نیز در برخی افراد مبتلا به ASD اهمیت ویژه ای دارد. بنابراین تحمل صدای دستگاه، تماس تجهیزات با سر و توانایی همکاری فرد باید قبل از شروع جلسات در نظر گرفته شود.
قبل از شروع حتما اطلاع دهید اگر:
یکی از مهم ترین Content Gapها در مطالب مربوط به rTMS این است که درباره «شروع جلسات» زیاد صحبت می شود، اما کمتر توضیح داده می شود که از کجا بفهمیم ادامه درمان منطقی است.
مثلا اگر هدف کاهش یک رفتار تکراری است، شدت یا تعداد دفعات آن در یک بازه مشخص ثبت شود. اگر هدف تحریک پذیری است، معیارهای مشخص و قابل مشاهده تعریف شوند.
بازخورد والدین مهم است، اما در صورت امکان باید از مقیاس های استاندارد، گزارش مدرسه یا سایر منابع اطلاعاتی نیز استفاده شود.
از ابتدا مشخص باشد بعد از چه مرحله ای نتیجه بررسی خواهد شد. اگر تغییر قابل توجهی وجود نداشت، ادامه همان پروتکل نباید به صورت خودکار انجام شود.
این تمایز برای تفسیر پژوهش های rTMS بسیار مهم است. اگر یک مطالعه کاهش رفتارهای تکراری یا تغییر در امتیاز ارتباط اجتماعی را گزارش کند، نمی توان از آن نتیجه گرفت که «اوتیسم درمان شده است».
فرد ممکن است در یک حوزه پیشرفت کند ولی همچنان برای ارتباط، آموزش، تنظیم حسی یا فعالیت های روزمره به حمایت نیاز داشته باشد. به همین دلیل، موفقیت هر مداخله باید براساس هدف همان مداخله سنجیده شود.
rTMS در صورت بررسی، باید در چارچوب برنامه کلی فرد دیده شود، نه به عنوان جایگزینی برای تمام خدمات و حمایت های مورد نیاز.

کیفیت ارائه این روش فقط به مدل دستگاه وابسته نیست. ارزیابی درست، بررسی موارد منع یا احتیاط، انتخاب هدف، تنظیم پروتکل و پایش نتیجه اهمیت بیشتری دارند.
اگر قصد دارید درباره فرایند عمومی تحریک مغناطیسی مغز، نحوه انجام جلسات و معیارهای انتخاب مرکز اطلاعات بیشتری داشته باشید، صفحه مرکز rTMS در تهران برای هدف خدماتی و مراجعه تنظیم شده است.
در این مقاله هدف، معرفی مرکز یا رتبه بندی کلینیک ها نیست؛ بلکه مشخص کردن وضعیت علمی rTMS در ASD است.
قبل از تصمیم برای یک دوره rTMS، باید هدف مداخله، شرایط همراه، سابقه پزشکی و میزان شواهد مربوط به مشکل مورد نظر بررسی شود. شروع جلسات بدون تعریف هدف قابل سنجش توصیه مناسبی نیست.
پژوهش های چند سال اخیر نشان می دهند تحریک مغناطیسی مغز موضوع قابل توجهی در مطالعات ASD است و برخی تحقیقات تغییرات امیدوارکننده ای در رفتارهای تکراری، پاسخ اجتماعی و عملکردهای شناختی گزارش کرده اند. در عین حال، تفاوت زیاد پروتکل ها و محدود بودن مطالعات با کیفیت بالا مانع از آن است که این روش را برای همه افراد مبتلا به اوتیسم به صورت یکسان توصیه کنیم.
تصمیم منطقی باید از یک سوال مشخص آغاز شود: «قرار است کدام مشکل یا علامت تغییر کند؟» سپس میزان شواهد، ایمنی، پروتکل، روش اندازه گیری نتیجه و زمان بازبینی مشخص شود.
بنابراین rTMS بهتر است به عنوان یک روش تخصصی در حال مطالعه و قابل بررسی برای شرایط منتخب دیده شود، نه میانبری برای «درمان کامل اوتیسم». ارزیابی توسط دکتر فرامرز ذاکری می تواند به بررسی شرایط فرد و جایگاه احتمالی این روش در برنامه درمانی کمک کند.
منابع علمی